پیرِ مُغان

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود *** سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

پیرِ مُغان

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود *** سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

۸۷ مطلب با موضوع «تک بیت» ثبت شده است

می‌توان خواند از جبین خاک، احوال مرا

بس که پیش یار حرفم بر زمین افتاده است


(صائب تبریزی)

گر کشد قاتل من چشم مبندید مرا
زانکه یک دیدن او قیمت صد جان باشد
روز محشر چو بپرسند ز من قاتل را
دیده را نام برم اول و زان پس دل را
هیچ می دانی چرا جان را نثارت می کنم؟
تا یقین گردد تو را می خواهم از جان بیشتر
نشاط طبع اگر جویی رو از میخانه جو کآنجا
می یک ساله از دل می برد اندوه صدساله

(مشتاق اصفهانی)
چندان که رسانید بلاها به سر من
یا رب مرسان هیچ بلایی به سر او را

(انوری)
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
خانه ی سیل غم آباد که ویرانم کرد

(شاطر عباس صبوحی)
خدا به دشمنت ای آشنا نشان ندهد
از آن چه بر سر من بی تو بار بار گذشت

(قهار عاصی)
سلامت آرزو داری برو ترک سلامت کن
به ساحل موج این دریا شکستن می برد زودش

(بیدل دهلوی)
ما هلاکیم و نصیب دگران آب حیات
ما خرابیم و طبیب دگرانست مسیح

(محتشم کاشانی)
قدم ز وادی کثرت کسی نهد بیرون
که سوی کعبه ی وحدت چو وحدت آرد رو

(وحدت کرمانشاهی)
من از میان چو شدم دوست در میان آمد
مه آشکار شود ابر چون شود یک سو

(وحدت کرمانشاهی)
گر نوح ز غرق سوی ساحل ره یافت
این غرق شدن همی بود ساحل ما

(امام خمینی قدس الله نفسه الزکیة)
مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم؟

(حافظ شیرازی)
تو راست بر به کف کمان که تا کنی مرا نشان
مراست کف بر آسمان که تا کنم دعای تو

(قاآنی شیرازی)
هر دوست که با دوست ندارد سر پیمان
می باید از او رشته پیوند گسستن

(قاآنی شیرازی)
از خنده ی تو طی همین چند دقیقه
بازار طلا در نوسان است و تلاطم
پختگى دیگ سخن را باز مى  دارد ز جوش
تا خموشى نیست بیدل مدعا خام است و بس

(بیدل دهلوی)
زین پیش همه کام تو می جستم و اکنون
امید ندارم به جز از دام تو جستن

(قاآنی شیرازی)
من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست
صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم

(حافظ شیرازی)